مرتضى مطهري
397
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
و البته اين جهت معلول جهت اول است . ج . تنوع مضامين سخن ، به عبارت ديگر چند بعدى [ بودن ] سخن او د . اينكه فن سخنورى و نويسندگى را ديگران از او آموختند - شهادت و يا نقل ابن ابى الحديد اين مطلب را خصلت اول مورد اتفاق همه است كه او امير سخن است . خودش فرمود : و انا لامراء الكلام و فينا تنشبت عروقه و علينا تهدلت غصونه . بعلاوه شاگردى او پيغمبر را و قرآن را ، تأثير بسزايى در اين جهت داشته - شهادت شكيب ارسلان ملقب به امير البيان ، شهادت جاحظ كه دربارهء صعصعة [ گفت ] : و كفى استنطاق علىّ له . خصلت دوم . شهادت مسعودى ، جاحظ ، عبدالحميد كاتب ، عبدالرحيم بن نباته و اينكه مؤلفينى غيرشيعى كلمات او را جمع كردهاند از قبيل قضاعى كه كتاب دستور معالم الحكم را نوشت و نثر اللئالى كه به زبان روسى ترجمه و چاپ شده و حكم سيدنا علىّ و غرر و درر آمُدى كه چندين برابر كلمات قصار نهج البلاغه جمع كرده است . خصلت سوم . احتياج به بيان ندارد ، نهج البلاغهء موجود كافى است . اعجاب سيد رضى و عبده و غيره و اعجاب ديگران به شخصيت چند بعدى او كه در سيرى در نهج البلاغه گفتهايم . خصلت چهارم نيز شهادت معاويه كه على درس فصاحت به قريش آموخت و شهادت عبدالحميد كاتب و عبدالرحيم بن نباته و ابن ابى الحديد كافى است . 4 . داستان بيگانگى من با نهج البلاغه و تشبيه به همسايه اى كه هر روز ملاقات مىشود و بعد از چند سال در چند جلسه كشف مىشود ، چهره اش دگرگون مىشود ، براى من چنين شد .